با کودکان خشمگین خود چه باید کرد؟

با کودکان خشمگین خود چه باید کرد؟ - تصویر 1

 

با کودکان خشمگین خود چه باید کرد؟

در ادامه به اهميت مسئله تربيت فرزند و معايب و مزاياي هر کدام از اين ۳شيوه تربيتي اشاره خواهيم کرد: والدين و شيوه هاي تربيت فرزند خانواده نقش اساسي در حفظ سلامت رواني، اجتماعي و جسماني کودکان و والدين دارد.خانواده اولين و مهم ترين بافت اجتماعي را براي رشد انسان فراهم مي سازد. در جريان رشد طبيعي هر کودک يک رشته تغييرات شناختي،

 

عاطفي و اجتماعي را شاهد هستيم. اين تغييرات مي تواند به مشکلات رفتاري-عاطفي و يادگيري در کودکان بينجامد. بيشتر مشکلات رفتاري کودکان منعکس کننده شرايط پيچيده بين فردي اعضاي خانواده به ويژه والدين است.به عبارت ديگر مي توان گفت دليل اکثر مشکلات رفتاري کودک روابط معيوب اعضاي خانواده با يکديگر است و با روش هاي تربيتي نادرست والدين و تعاملات معيوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد.

 


شيوه هاي تربيت فرزند شيوه هاي تربيت فرزند شامل دو معيار عمده است: محبت و کنترل والدين. کنترل والدين آن دسته از رفتارهاي والدين را شامل مي شود که در خدمت جامعه پذيري کودک (فرآيند انتقال ارزش هاي اجتماعي از والدين به فرزندان) قرار دارد.migna.ir اين امر به صورت توانايي والدين دراعمال رهنمود، ثبات، توانايي تحمل رفتارهاي نامطلوب

 

(براي مثال فرياد کشيدن، بهانه جويي، گريه و ...) و استفاده از مشوق ها و تقويت ها، نمود دارد. محبت نيز شامل صميميت، علاقه، مهرباني و عاطفه والدين است.بر اساس اين دو شاخص مهم، شيوه هاي تربيت فرزند را به سه دسته عمده تقسيم مي کنند: شيوه مقتدرانه، شيوه سهل گيرانه، شيوه استبدادي.

 

با کودکان خشمگین خود چه باید کرد؟ - تصویر 2


1-شيوه مقتدرانه

والديني که از اين شيوه استفاده مي کنند، واقعيت ها را به کودکان خود منتقل مي کنند و تمايل بيشتري براي پذيرش دلايل کودک خود در يک رهنمود (دستور) از خود نشان مي دهند. اين والدين سخنوران خوبي هستند و اغلب براي مطيع سازي از استدلال و منطق بهره مي جويند و به منظور توافق با کودک با او گفت وگو مي کنند، از رفتارهاي نامطلوب کودک نمي ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانيت او را دارند. والدين مقتدر به تلاش هاي کودکان براي جلب حمايت و توجه پاسخ مي دهند و از تقويت هاي مثبت بيشتري استفاده مي کنند.migna.irاين والدين در بعد محبت نيز عملکرد خوبي دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهرباني دريغ نمي ورزند.

 


آن ها حقوق ويژه خود را به عنوان يک بزرگسال مي شناسند و از علايق فردي و ويژگي هاي خاص کودک خود نيز آگاهي دارند.کودکان اين والدين؛ فعال، داراي اعتماد به نفس، استقلال راي، واقع گرا، باکفايت و خشنود، توصيف شده اند. آن ها به دليل اين که والدينشان فرصت هاي زيادي در تصميم گيري و انتخاب در اختيارشان قرار مي دهند و به خاطراين که مورد عشق و محبت واقع مي شوند از نوعي احساس امنيت عاطفي برخوردارند.


2-شيوه سهل گيرانه

والدين سهل گير کنترل کمتري بر کودکان خود اعمال مي کنند و خواسته هاي آ ن ها از کودکانشان چندان معقول نيست. مهر��رزي و محبت والدين در حد متوسطي قرار دارد. فعاليت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدين کنترل کمي بر کودکانشان دارند، همين طور درباره انضباط کودک از نگرش هايي متعارض برخوردارند.والدين سهل انگار در عين آن که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چنداني از آن ها ندارند. فقدان خواسته هاي معقول همراه با خودداري از ارائه دليل و گفت وگو با کودک،

 

همواره از ويژگي هاي اين شيوه به شمار مي رود. اين والدين به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحيح يا توضيحات دقيق ارائه مي دهند. اگرچه والدين سهل انگار زورگو و سرکوبگر هستند ولي در بيشتر موارد در مواجهه با بهانه جويي و شکايت کودک، سر تسليم فرود مي آورند.والدين سهل انگار در ابراز محبت با والدين مقتدر تفاوت فاحشي ندارند. مادران سهل انگار به عنوان تنبيه، کودک را از محبت خود محروم مي سازند و به تمسخر او مي پردازند.

 

يک والد سهل انگار در تلاش است درباره خط مشي خود با کودک مشورت کند و قواعد خانواده را براي او توضيح دهد. او توقع چنداني براي انجام کارهاي منزل و رفتار صحيح از کودک خود ندارد. کودکان اين والدين متکي به خود، نيستند و يا از استقلال راي اندکي برخوردارند. اين کودکان به صورت افرادي نسبتا ناپخته توصيف شده اند که هنگام مواجهه با ناملايمات، تمايل به واپس روي (روي گرداني) دارند. اين کودکان نسنجيده عمل مي کنند و به فعاليت بي هدف مي پردازند. پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس هستند و رفتارهاي بزهکارانه از خود نشان مي دهند.


3-شيوه استبدادي

نمايش قدرت والدين اولين عاملي است که اين شيوه را از دو شيوه ديگر متمايز مي کند. اين والدين بسيار پرتوقع اند و پذيراي نيازها و اميال کودکان نيستند. پيام هاي کلامي والدين يک جانبه و فاقد محتواي عاطفي است. والدين مستبد غالبا هنگام اعمال دستورات، دليلي ارائه نمي دهند. اين والدين نسبت به ديگر والدين در ميزان مرعوب شدن در برابر رفتارهاي نامطلوب، در حد متوسطي قرار دارند.والدين متمايل به شيوه استبدادي کمترين مهرورزي و محبت را از خود نشان مي دهند. آن ها به ندرت در رابطه اي که به خشنودي کودک منجر شود، شرکت مي کنند و اغلب نسبت به تلاش هاي کودکان براي جلب حمايت و توجه بي تفاوت اند.

 


ابراز محبت در اين الگو در پايين ترين سطح قرار دارد. اين والدين، تاييد، همدلي و همدردي اندکي را نسبت به فرزندان خود ابراز مي کنند.اين والدين براي کنترل کودکان خود از شيوه هاي ايجاد ترس استفاده مي کنند و هيچ گونه تفاهمي بين والدين مستبد و فرزندانشان وجود ندارد.اين والدين اطاعت بي چون و چراي کودک در هر مسئله اي را يک حسن تلقي مي کنند و در مواقعي که اعمال و رفتار کودک در تعارض با معيارهاي آن ها قرار مي گيرد، از تنبيه و اعمال زور براي مهار خواسته کودک استفاده مي کنند.

 


بر اساس تحقيقات، فرزندان والدين مستبد نسبت به فرزندان والدين مقتدر در برقراري رابطه با همسالان و داشتن موقعيت فعال و نيز استقلال راي در سطح پاييني قرار مي گيرند. اين کودکان همچنين افرادي خشمگين، منزوي، غمگين و آسيب پذير نسبت به استرس و محتاط توصيف مي شوند.بهترين شيوه کدام است؟شيوه هايي که والدين در تربيت فرزندان خود به کار مي گيرند، نقش اساسي در تامين سلامت رواني فرزندان آن ها دارد. در سايه ارتباط سالم است که مي توان نيازهاي فرزندان را شناخت و نسبت به تامين و ارضاي آن ها همت گماشت.

 


بهترين شيوه تربيت فرزند، شيوه مقتدرانه است که والدين در عين گرم و صميمي بودن با فرزند، کنترل کننده و مقتدر هستند.حمایت و محافظت کودکان از ناراحتی، در طولانی مدت لطفی در حق آنها محسوب نمی‌شود. اگرچه برای مدت کوتاهی ممکن است آنها را خوشحال کند، اما دور نگه داشتن آنها از همه ناراحتی و مشکلات در مراحل بعدی زندگی باعث شکل گیری مشکلات بیشتری برای آنها خواهد شد.

 

 

کودکان باید یاد بگیرند که چگونه با ناملایمت‌ها و ناراحتی های زندگی به درستی مقابله کنند. هنگامی که به کودک خود چگونگی مقابله با احساسات ناراحت کننده را می‌آموزید، در سنین بلوغ و هنگامی که بزرگتر می‌شود بهتر آمادگی کنار آمدن با مسئولیت ها و ناامیدی ها را خواهد داشت.در اینجا هفت احساس ناخوشایندی برای کودکان که باید نحوه مدیریت کردن آن را بیاموزند، معرفی شده است:

 

با کودکان خشمگین خود چه باید کرد؟ - تصویر 3

 

1. سرخوردگی

اگرچه ممکن است خیلی دوست داشته باشید که کودک ناامیدتان را دلداری داده و او را از آن حال و هوا بیرون بیاورید، اما بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه با احساس نا امیدی یا سرخوردگی خودشان به درستی کنار بیایند. اگر کودک شما در حال کلنجار رفتن با یک مسئله سخت ریاضی است، یا از پس مرتب کردن رختخوابش بر نمیاید، برای از بین بردن حس ناامیدی او، وظایفش را به جای او انجام ندهید.

 

پیشنهاد می‌شود در صورت لزوم از او بخواهید کمی استراحت کند و نفس عمیقی بکشد، اما او را تشویق کنید دوباره زمانی که آرام تر شد مشکل را بررسی کرده و آن را برطرف کند. اگر فرصتی برای حل مسائل به کودکان داده نشود، کم کم برای حل مسائل خود احساس درماندگی می‌کنند و برای برطرف کردن آن به کمک افراد نزدیک به خود وابسته می‌شوند.


2. خشم

خشم، به خودی خود احساس بدی نیست. واکنشی که افراد نسبت به این احساس از خود نشان می‌دهند ممکن است مثبت یا منفی باشد.بچه ها باید راه درست کنار آمدن با احساس خشم خود را یاد بگیرند و بدانند که داشتن رفتار خشن در زمان ناراحتی روش خوبی برای نشان دادن احساس آن ها نیست.

 

سعی کنید در برابر آرام کردن کودک خود پس از هر بار عصبانیت، مقاومت کنید. به او بیاموزید که چگونه می‌تواند خودش بدن خود را آرام کند و خود را به آرامش دعوت کند. نفس عمیق و دور کردن او از مسئله پیش آمده تعدادی از تکنیک های مدیریت خشم هستند که می‌توانند به کودک در آرام کردن بدن او کمک کنند.

 

3. نا امیدی

گاهی اوقات برنده نشدن در یک مسابقه فوتبال یا بدقولی مادربزرگ برای بیرون رفتن و خوردن بستنی به همراه کودک شما، مسائلی هستند که باعث می‌شوند کودک حس ناامیدی را تجربه کند. در هر صورت آن ها حس ناامیدی را در زندگی خود تجربه خواهند کرد، چه بهتر که زودتر بتوانند به درکی از این موضوع برسند که وقتی شرایط مطابق میل پیش نمی‌رود، پایان دنیا نیست.

 

4. گناه

اگر کودک شما تنها با یک عذرخواهی می‌تواند رفتار خود را توجیه کند، به اندازه کافی حس گناه یا تقصیر برای رفتار ناپسند خود را تجربه نکرده است. خیلی مهم است که کودک بداند که رفتارش بر روی سایر افراد تأثیرگذار است و عذرخواهی کردن رفتار اشتباه او را پاک نمی‌کند. با این که حس خجالت برای کودک خوب نیست، ولی کمی احساس گناه منجر به ایجاد تغییرات سازنده ای در او خواهد شد.

 

اگر با هر رفتار نادرست کودک به او بگویید که اشکالی ندارد و با یک عذرخواهی مسئله فیصله پیدا کند، به او این پیام را می‌رسانید که نیازی نیست که برای کار اشتباهش احساس گناه کند. کودکی که بعد از ناراحت کردن فرد دیگر احساس گناه می‌کند، قبل از اینکه فردی دیگری را با رفتارش دلخور کند درباره کار خود دو بار فکر می‌کند. با این حال اگر او را وادار کنید از فردی که ناراحت شده است عذرخواهی کند و بعد وانمود کند که اتفاقی نیفتاده است، ممکن است از رفتار خود درسی نگیرد.


5. اضطراب

داشتن حس استرس و اضطراب به طور مداوم به سلامتی کودک آسیب می‌زند. کودکان باید کارهایی که موجب تحریک اضطراب می‌شوند را بشناسند. اگر کودک شما از شروع یک ورزش جدید یا شرکت در یک مهمانی تولد دچار اضطراب می‌شود باید او را تشویق کنیدکه علی‌رغم داشتن اضطراب به کار خود ادامه دهد.خوب است به کودک خود بیاموزید که چگونه باید با ترس هایش روبرو شود. وقتی در پایان به نتایج مثبتی رسید، مانند لذت بردن از حضور درمهمانی که قبل از آن استرس داشت، متوجه می‌شوند که اضطراب آنها نباید مانعی برای ادامه کاری که می‌خواهند انجام دهند، باشد.

 

6. غم

اگرچه ممکن است هر دفعه که کودک خود را ناراحت می‌بینید وسوسه شوید که او را شاد کنید، اما گاهی اوقات خوب است کودکتان احساس ناراحتی را تجربه کند. اگر بچه شما تماشای یک مسابقه را از دست داده است، و یا عزادار کسی است که از دست داده است، نشان دادن حس ناراحتی، واکنشی طبیعی است. به او بگویید در صورتی که برای طولانی مدت گرفتار این حس بد نشود، اشکالی ندارد که برای مدت کوتاهی حس ناراحتی را تجربه کند.

 

7. کسالت

همه افراد گاهی اوقات احساس خستگی می‌کنند و کودکان باید بدانند که همیشه نباید در حال بازی و سرگرمی باشند. به محض اینکه کودک شما می‌گوید که من خسته ام، دلیل نمی‌شود که به دنبال مشکلی بگردید. در عوض او را تشویق کنید دلیل خستگی خود را بیان کند و یا با احساس خستگی خود به شیوه مثبتی کنار بیاید.

 

گردآوری: مجله ی اینترنتی دلگرم

 

کلمات کلیدی :
نظرات ��ییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه